منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب میبینم
منو ببخش اگه تورو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غربیه ها به جای تو بگم شما به خدا
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش که فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم





|
اسامی خود را وارد کرده و کليک کنيد تا درصد عشق بين آن دو نفر محاسبه شود |
|

عشق جاده ایست بی انتها

همه مي گويند كه اسير سراب چشمانت شده ام ...
همه مي گويند اسير تارهاي بافته احسا ست شده ام...
همه مي گويند و باز هم مي گويند كه قلبم را در سراب گم كرده ام
و روزي مرا در بازار عشاقت به قيمت يك لبخند مرا خواهي فروخت
ولي من تنها به چشمانت سياهت نگاه مي كنم تا پاسخ سوالهايم در
نگاهت بيابم
نیمه شب بود و غمی تازه نفس
ره خوابم زدو ماندم بیدار
ریخت از پرتو لرزنده ی شمع
سایه ی دسته گلی بر دیوار.
همه گل بود ،ولی روح نداشت
سایه ای مضطرب و لرزان بود
چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه
گوییا مرده ی سرگران بود!
شمع ،خاموش شد از تندی باد.
اثر از سایه به دیوار نماند!
کس نپرسید کجا رفت، که بود،
که دمی چند درین جا گذراند!
این منم خسته درین کلبه ی تنگ
جسم درمانده ام از روح کجاست
من اگر سایه ی خویشم، یا رب،
روح آواره ی من کیست، کجاست؟



| یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند . | |
|
برخى پژوهشگران، ریشه تاریخى این جشن را به "جمشید پیشدادى" نسبت مى دهند و نوروز را "نوروز جمشیدى" مى خوانند. این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتى دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند. فردوسى شاعر بزرگ پارسى گوى نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت مى دهد: به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج روى زمین بزرگان به شادى بیاراستند مى و جام و رامشگران خواستند چنین جشن فرخ از آن روزگار به ما ماند از آن خسروان یادگار اما عاملى که "نوروز" را از دیگر جشن هاى ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، "فلسفه وجودى نوروز" یعنی زایش و نوشدنى است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده مى شود. یکى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آیین هاى گروهى است، گردهم آمدن هایى که به نیت نیایش و شکرگزارى و یا سرور و شادمانى شکل مى گیرند. بر همین اساس جشن ها و آیین هاى جامعه ایران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسیم بندى کرد: جشن ها و مناسبت هاى دینى و مذهبى، جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره اى. جامعه ایران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه اى داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادى و سرور و نیایش برگزار مى کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگى بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده هاى فرهنگى، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونى هایى همراه است. به هرحال در آیین هاى باستانى ایران براى هر جشن "خوانى" گسترده مى شد که داراى انواع خوراکى ها بود. خوان نوروزى "هفت سین" نام داشت و مى بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد. این سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحویل سال نو آماده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمین چیده مى شد. در بسیارى از منابع تاریخى آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است. شمع، شیرینى، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزاى تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخى دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت ظرف چینى غذا مى گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنى مى گفتند. بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتى که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعى کردند سنتها و آیین هاى باستانى خود را نیز حفظ کنند. در کتاب فرورى آمده است در روزگار ساسانیان، قاب هاى زیباى منقوش و گرانبها از جنس کائولین، از چین به ایران وارد مى شد. یکى از کالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران همین ظرف هایى بود که بعدها به نام کشورى که از آن آمده بودند "چینى" نام گذارى شد و به گویشى دیگر به شکل سینى و به صورت معرب "سینى" در ایران رواج یافتند. به هر روى خوراکى هاى خاصى بر سفره هفت سین مى نشینند که عبارت اند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزى (سبزه) . نیتها و فلسفه قرار گرفتن خوراکهای مختلف بر سفره هفت سین: سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود. سیب: نماد بارورى است و زایش. در گذشته سیب را در خم هاى ویژه اى نگهدارى مى کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند. مى گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشى سیبى را از وسط نصف مى کرد و نیمى از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر مى داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایى رها مى شد. سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى. سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است. در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده - که شمار مقدس برج هاست - در قاب هاى گرانبها سبز مى کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان 20 روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هر یک از آنها یکى از غلات را مى کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک مى گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردین آنها را مى چیدند و به نشانه برکت و بارورى در تالارها پخش مى کردند. سماق و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. آینه: نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. آب و ماهى: نشانه برکت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته مى شود. سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است. شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره هفت سین دانست. کتاب مقدس هم یکى از پایه هاى اصلى خوان نوروزى است و بر اساس آن هر خانواده اى به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسى را که قبول دارد بر سفره مى گذارد. |
